ترکیه در آستانه برگزاری انتخاباتی مهم و سرنوشتساز قرار دارد اما این انتخابات برای اغلب کشورهای جهان مهم است. نتایج دو انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی که همزمان برگزار میشود، جهتگیریهای آینده ترکیه را در مسائل منطقهای و اقتصاد مشخص میکند. عملکرد رجب طیب اردوغان در سالهای اخیر منتقدان زیادی در داخل و بیرون از ترکیه داشته و خیلیها امیدوارند او دوباره رأی نیاورد تا شاید نسیم تغییر در این کشور وزیدن گیرد.
در سالهای گذشته رجب طیب اردوغان سعی کرده با استفاده از تئوری «مرد دیوانه» کشورش را پیشتاز تحولات منطقه نشان دهد. استفاده از تئوری مرد دیوانه (Madman Theory) در سیاست خارجی عموماً به «ریچارد نیکسون» برمیگردد. هدف از اجرای تئوری مرد دیوانه این بود که میان رهبران شوروی سابق این باور شکل گیرد که رفتار آمریکا ممکن است غیرمنطقی و شدیداً متغیر باشد. تئوری بیان میکرد که در این صورت، رهبران شوروی از بیم مقابلهبهمثل، دست به تحریک کشوری که در جنگ سرد با آن هستند نخواهند زد. اکنون به نظر میرسد اردوغان در منطقه چنین سیاستی را دنبال میکند و اگر مجدداً انتخاب شود، این احتمال وجود دارد که در آینده رفتارهای غیرقابل پیشبینی زیادی از او ببینیم.
به این ترتیب انتخابات ریاست جمهوری ترکیه نه تنها برای مردم این کشور که برای بسیاری از کشورها مهم است. احتمالا اسرائیل، روسیه و آذربایجان از انتخاب مجدد رجب طیباردوغان استقبال میکنند اما این اتفاق ممکن است برخی کشورهای غربی، عراق، سوریه و ارمنستان را خوشحال نکند.
تهران تحولات ترکیه را با دقت دنبال میکند اما به وضوح سعی کرده خود را نسبت به وقایع آینده بیتفاوت نشان دهد. برخی محافل نزدیک به قدرت نیز سعی کردهاند رسانهها را از قضاوت قطعی درباره این انتخابات دور نگه دارند. با این حال به نظر میرسد تحلیلگران مستقل از قدرت، امیدوارند رجب طیب اردوغان رأی نیاورد.
به خصوص این که اردوغان در سالهای گذشته سیاستهایی را دنبال کرده که در تضاد با منافع تهران بوده است. تحلیلگران مستقل به طور مشخص به تحرکاتی اشاره میکنند که برای جامعه ایران تهدید جدی به شمار میرود. ترکیه در سالهای گذشته سعی کرده از محرکهای قومی علیه مردم ایران استفاده کند که این سیاست با سکوت مصلحتی تهران مواجه شده اما از سوی جامعه مدنی ایران به شدت محکوم شده است. همچنین جامعه ایران به شدت نگران تحرکاتی است که دولت ترکیه در سالهای گذشته در زمینه ساخت سد و بستن آب به کشورهای ایران، عراق و سوریه در پیش گرفته است. ناظران معتقدند عواقب سیاستهای اردوغان بیشتر از آنکه متوجه حکومتها و صاحبان قدرت شود، به ملتهای ایران و عراق و سوریه ضربه میزند.
یکی دیگر از مسائلی که از نظر تهران دور نمانده، سیاست تعمیق شکاف میان ایران و جمهوری آذربایجان بوده که ایران در این فقره هم هوشیاری به خرج داده و هم به درستی خویشتنداری کرده است.
اکنون سوال مهمی که به ذهن میرسد این است که اگر اردوغان رأی نیاورد، آیا کمال قلیچداراوغلو سعی خواهد کرد روابطش را با تهران بهبود بخشد؟
یک نگاه این است که سیاست خارجی ترکیه در چند دهه گذشته مبتنی بر اصول ثابتی بوده که این اصول از ژئوپولیتیک و مقتضیات سیاست داخلی این کشور نشأت گرفته است. البته در دوران بیستسالهای که اردوغان در مصدر نخستوزیری و ریاستجمهوری قدرت بلامنازعی در ترکیه داشته سیاست خارجی این کشور فرازونشیبهای بسیاری را تجربه کرده اما هرچه زمان گذشته، این سیاستها تهاجمیتر و غیر قابل پیشبینیتر شده است. به این ترتیب نمیتوان انتظار داشت قلیچداراوغلو تغییر معنی داری در روابط کشورش با ایران ایجاد کند.
اما نگاه دیگر میگوید میان اردوغان و کمال قلیچداراوغلو به طور قطع تفاوتهای زیادی وجود دارد؛ همانطور که در ایران نیز میان سیاستهای حسن روحانی و ابراهیم رئیسی تفاوتها از زمین تا آسمان است و همانطور که میان رویکرد دیپلماسی دونالد ترامپ و جو بایدن تفاوت وجود دارد. به این ترتیب این نگاه امیدوار است با رأی نیاوردن اردوغان، روابط دو کشور بهبود پیدا کند و ترکیه از سیاستهایی که به زیان جامعه ایران تمام میشود دست بردارد. هر چه هست، زمان زیادی تا انتخابات باقی نمانده و اواسط هفته پیش رو، همه چیز مشخص خواهد شد.